تبلیغات |
architecturalsystem | ||
|
|
راز حمام شیخ بهایی : شمع یا شعله
حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است.
حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است. راز حمام شیخ بهایی : شمع یا شعله
حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است.
با توجه به این که طلا رسانایی بالایی در انتقال گرما دارد، طلای بکار رفته در منبع حمام شیخ بهایی موجب میشده با...
به گزارش واحد مرکزی خبر، حمام شیخ بهایی در اصفهان یکی از شاهکارهای معماری ایران و جهان است که دردوران صفویه ساخته شد.
محقق این طرح همچنین گفت: در طرح شبیه سازی شده به علت دسترسی نداشتن به طلا از مس استفاده شده که در حمام منازل هم قابل استفاده است و موجب صرفه جویی 30 درصدی در مصرف سوخت می شود.
او گفت: هزینه ساخت این ابگرمکن 6 میلیون ریال است که با ورود به بازار و تولید انبوه، هزینه ساخت آن کاهش خواهد یافت.
به گفته این محقق خراسانی، کارشناسانی از سازمان ملل از وی خواسته اند این طرح را برای آنها اجرا کند ، اما برهمند ترجیح داده است ان را به نام ایران بسازد.
طبقه بندی: معمار بزرگ شیخ بهایی، [ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 10:44 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]
"
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]
روزی از مترو رد می شدم کتا بهای جالبی برای فروش قرار داشت چند کتاب خریدم که واقعأ شروع بخواندن کتاب کردم مطالب ان کتاب انقدر زیبا بود که خستگی را از تن ادم در می کرد . تصاویر و مطالب زیر را از این کتاب انتخاب کرده ام امیدوارم شما هم لبخند بزنید . بخندید تا دنیا به شما بخندد مقدمه کتاب قبل از هرچیز بگم اگر تا حالا نرفتید سراغ دونفری شدن و فکر ازدواج ندارید بی خیال خوندن این کتاب بشید . اگرم زیر هیجده سالید که اصلأ حرفشو نزنید . این کتاب مخصوص اوناست که دروازه قلعه ازدواج رد شدند ویا در پشت سرشون نیمه باز ه ٰ یعنی عقد بسته ها . پس اگر عقد بسته نیستید و این کتاب رو می خواهید بخونید هر بلایی سرتون اومد پای خودتونه . از ما گفتن بود ! اما در این کتاب ما به اونهایی که تازه نامزد شدند یک سری نکات طلایی رو آموزش مدیم که می تونه خیلی وقت ها براشون کار ساز باشه !
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
معماری مسجد جامع اردستان
واژه شناسی واژه اردستان با عنوان های اَزدستان، اَزدَستان، اَزگ دَستان، اَرگستان و اَرجستان در متون تاریخی آورده شده است. به زبان بومی كه لهجه ای از زبان پهلوی است، اردستان را «آرسون» یا «اَسون» و گاهی هم «اَردستون» می گویند. كلمه اردستان در زبان های باستانی به معنای جایگاه مقدس و پاك، جایگاه درستی و راستی و سرزمین مردمان متدین با خاكی به رنگ آرد، بیان شده است. * اقلیم اردستان رشته كوه های مركزی ایران عامل عمده سكونت و زندگی در حاشیه كویر به شمار می آیند و تقریباً تمامی آبادی و رستاق های خرد و كلان بر سر شاهراه باستانی ری - كرمان در دامنه این ارتفاعات شكل گرفته اند. بخش هایی از مركز این سلسله جبال بین كوه كركس (كاشان) و شیركوه (یزد) با نام كوه های اردستان شناخته می شود كه شهر تاریخی اردستان و دیگر آبادی های این محدوده در میان دره ها و دامنه كوه و جلگه های شمالی آن تا حاشیه كویر مركزی پراكنده اند. اگر بر روی نقشه جغرافیایی ایران خطی از گوشه شمال شرقی (سرخس) به گوشه جنوب غربی (خرمشهر) و خطی دیگر از گوشه شمال غربی (كوه آرارات) به گوشه جنوب شرقی آن (خلیج گواتر) ترسیم كنیم، این ۲ خط همدیگر را در نقطه ای قطع می كنند كه اصطلاحاً مركز ایران خوانده می شود. اردستان در این نقطه یعنی مركز جغرافیایی كشور قرار دارد و یكی از شهرستان های شمالی استان اصفهان است. تقریباً بیشتر نقاط جنوب غربی این منطقه، كوهستانی و بخش های شمالی بیابان و كویر است و مساحتی در حدود ۱۱۲۹۳ كیلومتر مربع دارد. ناحیه كوهستانی كه از جنوب غربی شروع و تا جنوب شرقی و قسمتی از مشرق اردستان امتداد می یابد، هوایی معتدل سرد و سالم دارد. آب این منطقه گوارا و شیرین و از قنوات تأمین می شود. ناحیه گرمسیر از شمال شرقی تا شمال غربی و قسمتی از غرب اردستان امتداد داشته و هوای این ناحیه گرم متغیر به واسطه نزدیكی به كویر و شن ها و ریگ های روان اغلب اوقات، غبار آلود است. میزان بارندگی در این اقلیم بسیار كم و معمولاً از پاییز تا اواخر بهار است. وزش باد در فصول مختلف تفاوت دارد و شامل باد كویری، باد كاشی، باد خراسان و باد قبله است. * پیشینه تاریخی اردستان درباره قدمت بنای اولیه سكونتگاه اردستان نظرهای متفاوتی وجود دارد. برخی از تاریخ نویسان بنای شهر را به دستان ابن سام نسبت داده اند و زواره (شهری در نزدیكی اردستان) را از بناهای برادر رستم می دانند. یكی از ادیبان دوره قاجاریه می نویسد: در دوره سلاطین عجم، اراضی نطنز و قرای خمسه از متعلقات جوشقان قالی و اردستان و كاشان و قم و حدود كنار رودخانه عراق جزو مملكت اصفهان بوده و آنها را سلاطین عجم بنا نهاده وآباد ساخته اند. از سوی دیگر اهالی اردستان می گویند كه سرزمین آنجا جزو املاك و تیول رستم دستان بوده و رستم در آنجا ارگی داشته به نام ارگ رستم دستان كه امروز به مرور زمان تبدیل به كلمه اردستان شده است. همچنین باغ و گذری به نام فرامرز پسر رستم در محله باب الدحی، آب و ملك و خانه ای در محله كبودان به نام «كاوه» و قریه ای در یك فرسنگی شهر به نام «شیده» پسر افراسیاب موجود است. اردستان پایتخت اردوان چهارم اشكانی بوده و او قصر مجللی در مجاورت دشت محله رامیان بر روی تپه ای ساخته كه آن به «تل عاشقان» مشهور بوده و مردم به زبان محلی آنجا را كوپه عاشقان گویند. در شهر اردستان قنات بزرگی به نام «آرمنه» وجود دارد كه بانی آن را آرمن شاه یا اروند شاه فرزند كی قباد از ملوك كیان می دانند. كهن ترین تاریخ مكتوب این شهر به عهد كیانیان می رسد. دژ ارونه (كه تا اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار موجود بوده و سپس به باغ تبدیل شده است) و بنای شهر را به بهمن بن اسفندیار بن گشتاسب بن سهراب بن اروند شاه بن كی قباد، از پادشاهان كیانی نسبت داده اند. در واقع بنای ابتدایی اردستان، قلعه ای با حصار و باروی بسیار استوار بوده و نزدیك حصار خندقی قرار داشته كه هنوز آثارش باقی است. طبق نقل حمزه اصفهانی، در میان قلعه، آتشكده ای وجود داشت كه همان آتشكده مهراردشیر است. از عهد اشكانیان اثر قابل توجهی به جز قنات خسروشاه اشكانی باقی نمانده است. عده ای از مورخان محل تولد انوشیروان را اردستان می دانند و معتقدند مادر وی اردستانی بوده است و تا هنگام عزیمت به مدائن، در آن جا زندگی می كرده است. انوشیروان ساسانی زمانی كه به سلطنت رسید برای كودكانی كه هم درس او بودند در اردستان كوشك هایی بنا كرد كه اكنون از بین رفته است. در عهد اسلام نیز از قرن نخست هجری قمری، بناهایی در اردستان به وجود آمده است. در قرن نخست هـ . ق، امام حسن علیه السلام از اردستان عبور كردند و در مسجد كهن و در مسجد كبودان، نماز خواندند كه هر ۲ مسجد به نام ایشان نامیده شدند. در قرن ۲ و ۳ هـ . ق، بنای نخستین مسجد جامع اردستان به دست عمر بن عبدالعزیزآل ابودلف به انجام رسید. این مسجد قبلاً آتشكده یا معبد بوده است. هلاكوی مغول در قرن ۷ هـ . ق به قتل و غارت ساكنان شهر پرداخت و آن را به صورت نیمه ویران درآورد. مسجد جامع اردستان در محله محال كه بزرگ ترین محله از میان محلات اردستان است، قرار دارد. * عناصر و فضاهای تاریخی مركز محله محال اردستان شامل مجموعه ای از بناهای گوناگون خدماتی، مذهبی و فرهنگی است. این ارسن شهری شامل ابنیه تاریخی چون مسجد جامع اردستان، مدرسه حاج حسین نورالدین، حمام پایین مسجد، حسینیه، آب انبار، كاروانسرا و بازارچه سنتی است. از كاروانسرای مجموعه امروزه آثاری بر جای نمانده است و به دلیل تعریض خیابان كاملاً تسطیح شده است. حمام مجموعه دارای ۲ بخش مردانه و زنانه بوده و ۲ ورودی در قسمت های جنوبی و غربی خود دارد و بخش زیادی از ساختار این ساختمان در حال تخریب است. بازارچه مجموعه در قسمت شرقی مسجد جامع واقع شده و در فرم پلان در راستای ورودی جنوبی و جنوب شرقی مسجد قرار گرفته است. مدرسه حاج حسین نیز به اداره میراث فرهنگی اردستان تغییر كاربری داده است. آب انبار و حسینیه مجموعه محله نیز مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته و از نظر ساختاری كاملاً پایدار هستند. *مسجد جامع اردستان بنای اولیه مسجد جامع اردستان براساس بررسی های صورت گرفته، مربوط به قرون اولیه اسلامی است و در دوره سلجوقی تجدید بنا و در دوره های بعدی، بخش های مختلفی به آن اضافه شده است. مسجد اولیه با فرم شبستانی، دارای صحن مركزی (میانسرا)، شبستان های ستوندار در ۴ سمت حیاط، دیوار خشتی محصور كننده و سر در بوده است. از دیدگاه ساختاری، ستون های موجود دارای تفاوت های مشخصی هستند كه به نظر می رسد به دلیل وجود دوره های مختلف ساختمانی باشد. بقایای ستون ها، دیوارها و آرایه های مسجد اولیه، در دالان ورودی جنوب غربی، شبستان غربی و شمال شرقی نمایان شده است. ساخت مایه بنا از آجر با ملات گچ بوده و تزئینات آن را گچبری، آجركاری و نقاشی روی گچ تشكیل می داده است. البته ساختمان كنونی مسجد با طرح ۴ ایوانی در كنار ابنیه تاریخی دیگری چون حسینیه، آب انبار، مدرسه علمیه، كاروانسرا و بازارچه سنتی قرار گرفته و مشتمل بر سردر، حیاط مركزی، ایوان های چهارگانه، گنبدخانه، شبستان های متعدد، رواق، فضاهای زیر زمینی و كتیبه های تاریخی و آرایه های نفیس و با شكوه است. این مسجد در اصل ۶ ورودی داشته كه از طریق دالان هایی به صحن مركزی مربوط می شده، اما ظاهراً ۲ ورودی مسدود شده و ورودی اصلی در گوشه جنوب غربی مسجد قرار گرفته است. ایوان جنوبی صحن با طاق گهواره ای و تزئینات بسیار زیبای گچبری، آجركاری و كتیبه تاریخی (مربوط به دوره سلجوقی) با اهمیت ترین ایوان مسجد است. ساختمان ایوان جنوبی از سوی ابوطاهربن غالی ساخته شده و بر جانب غربی مدخل گنبدخانه، سنگ نبشته ای مشتمل بر فرمان شاه عباس اول مبنی بر تخفیف مالیات شیعیان اردستان، مربوط به قرن دهم هـ . ق، نصب شده است. ایوان شمالی با توجه به كتیبه های موجود، مربوط به اوایل دوران صفوی است و با توجه به كاوش های انجام شده به طور مستقیم بر روی مسجد اولیه قرار گرفته است. با عنایت به این نكته كه ایوان های شرقی و غربی نیز در دوره صفوی شكل گرفته اند، می توان گفت كه مسجد دوره سلجوقی با فضاهای صحن مركزی، گنبدخانه، ایوان جنوبی و شبستان های ستوندار مجاور میانسرا شكل یافته است. درگوشه شمال غربی مسجد، مناره آجری ساده وكم ارتفاعی قرار دارد كه بخش فوقانی آن از بین رفته است. به نظر می رسد كه بنای اصلی مناره متعلق به دوره سلجوقی یا بعد از آن باشد. مسجد جامع اردستان در دهه های اخیر از سوی استاد مرمت و معماری ایران، مرحوم دكتر باقر آیت الله زاده شیرازی مورد مطالعه، كاوش و بررسی قرار گرفت. همان طور كه بیان شد مسجد جامع اردستان دارای ورودی های متعددی است كه عامل ارتباط فضاهای اطراف با مسجد هستند. این امر نشان دهنده نقش گسترده ارتباطی مسجد در طول تاریخ است و بیانگر این ویژگی است كه ساختمان به چه صورت، با گذرهای متعدد اطراف خود به آسانی امكان ارتباط با شهر را برقرار می سازد. در این مسجد وجود ورودی های متعدد در اطراف بنا نقش مركزیت مسجد در ارسن (مجموعه) را نیز نمایان می كند. اگر این مسجد در یك راسته بازار و یا بافت قدیمی شهری به تنهایی كاربرد داشت، شاید ورودی ها و دسترسی های كمتری را می طلبید ولی با توجه به نیازهای موجود، این ورودی ها خود را از اطراف و گوشه های ساختمان به داخل كشیده است و هر كدام پاسخگوی نیاز دسترسی به مسجد جامع از طرف یكی از عناصر مجموعه است. مسجد جامع اردستان در ادوار مختلف تاریخی دستخوش تغییرات و دگرگونی هایی گشته كه علاوه بر تحولات به وجود آمده در فرم بنا و فضا های موجود، این مسأله در تزئینات مسجد جامع نیز صادق است. با توجه به دوره های مختلف ساخت بنا، تزئینات موجود در آن نیز به دوره های متفاوتی باز می گردد. قدیمی ترین بخش تزئینات به كار گرفته شده در بنای مورد نظر، مربوط به ساختمان اولیه مسجد است. دوره دوم تزئینات به كار رفته در بنا مربوط به دوره ای است كه مسجد به صورت شبستان ستوندار بوده. از این دوره نیز در دور ستون های شبستان تزئینات گچبری بر جای مانده كه حائز اهمیت و بسیار زیبا هستند. بقیه تزئیناتی كه در بنا وجود دارد از زمان تبدیل شدن مسجد ازطرح شبستانی به ۴ ایوانی است. در هر دوره تزئینات زیبایی اجرا شده و گاهی دوره جدید دوره متأخرتر را پوشانده است. در زیر ایوان جنوبی مسجد، تزئینات گچبری زیبایی یافت می شود كه بسیار ماهرانه كار شده و همچنین در اطراف ورودی از ایوان جنوبی به گنبد خانه نیز این تزئینات ادامه می یابد كه شامل كتیبه ای از آیات قرآن كریم است. سطح طاق نماها با گچ پوشیده شده و مهرهای گچی به صورت چهارتایی، شكل چلیپایی را به وجود آورده است. در بین بند های عمودی آجرها نیز مهرهای نقش دار گچی به كار رفته است. محراب مسجد جامع اردستان یكی از زیباترین جلوه های هنر معماری ایران در دوره اسلامی به شمار می رود كه پس از گذشت سالیان دراز، همچنان پرآوازه و بی نظیر است. طبقه بندی: مساجد ایران، [ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
مسجد جامع همدان
بنای مسجد همدان دارای طرحی مستطیل شکل و چهار ایوانی ناقص است. قسمتهای جنوبی این مسجد شامل ایوانی مرتفع است که رسم بندی جلو آن از آجر و کاشی معرق ساده ساخته شده و بر روی آن با کاشی فیروزه رنگ نام الله و نام پنج تن نوشته شده است. گنبد آن نسبتاً بزرگ و دو پوششه است. این مسجد رواق های زیبا و دیدنی دارد.ضلع باختری شامل هشتی مقرنس کاری شده و شبستان کوچک و کم ارتفاع زمستانی است. ضلع خاوری مسجد در مقیاس کوچک تر از بخش قدیمی باقی مانده است. در حال حاضر مسجد دارای سه ایوان، دو شبستان و گنبدی آجری و صحن وسیعی است که حوض بزرگی را در خود جای داده است. ایوان اصلی در ضلع جنوبی واقع شده و در دو ضلع خاوری و شمالی نیز مناره هایی قرار دارد. طاق نماهای کم عمقی نیز در ضلع جنوبی صحن وجود دارد. شبستان اصلی مسجد دارای ۵۵ ستون ۱۱ × ۵ ردیف سات. گنبدی آجری مسجد که بر روی این شبستان قرار دارد، در قسمت زیر دارای کتیبههایی از خشت کاشی زر داست که سوره جمعه و آیه (انما یعمرو مساجد الله) و آیه (من المهتدین) و (آیة الکرسی) به خط ثلث زیبایی بر حاشیه آن نوشته شده است. طبقه بندی: مساجد ایران، [ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:47 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:45 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
مجموعه امیرچخماق یزد
در آن دوره امیرجلالالدین چخماق از سرداران شاهرخ تیموری و حاکم یزد بود که با همکاری همسر خود فاطمهخاتون برای آبادانی یزد مجموعهای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه آب سرد و مسجد امیرچخماق را ساخت. گردشگران امیر چخماق را نام میدانی در شهر یزد میدانند که در آن بنایی چند طبقه، مسجد و حسینیهای به همین نام وجود دارد. ساختمان بنای امیر چخماق ورودی بازارچه و بخشی از حسینیهای است که در قرن ۱۳ هجری بنا شدهاست. حسینیه امیر چخماق توسط یکی از فرمانروایان یزد خراب شد هم اکنون این بنا در حال بازسازی و تبدیل دوباره به حسینیه میباشد. تکیه امیر چخماق در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی و با شماره ۳۸۳ و مسجد امیر چخماق در سال ۱۳۴۱ با شماره مستقل ۲۴۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدند. همچنین این بناها و دیگر الحاقات به عنوان مجموعه امیرچخماق نیز با شماره ۲۴۱۶ به ثبت ملی رسیدهاست. طبقه بندی: مساجد ایران، [ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
خلیفه گفت :((عجیب است !آیا این محمد بن حسن کفشدوز چه کسی است وبرای چه هر روز طبقی از نان برآب می گذاشته؟ باید این داستان تحقیق شود و راز آن دانسته شود ؟،جارچیان را خبر کنید !)) دبیر خلیفه گفت جار بزنید :((خلیفه محمد بن حسن کفشدوز را طلب می کند . هر که هست بیاید ونترسد . خلیفه به او بدی نخواهد کرد .)) روز دیگر مردی کارگر با لباس کار و پیشبندی از چرم که کفش دوزان بر روی زانوی خود می اندازند وکار می کنند به قصر متوکل آمد و گفت : ((می خواهم حضور خلیفه برسم .)) گفتند : ((چه کار داری ؟ )). گفت : محمد بن حسن کفشدوز را خلیفه خواسته است و من محمد بن حسن هستم.)) او را نزد خلیفه بردند ، به خلیفه سلام کرد وگفت :((من آن کفشدوز هستم که مرا احضار فرموده اند.)) خلیفه پرسید :((تویی که هر روز طبقی نان در دجله می اندازی؟)). جواب داد :((آری منم )) خلیفه گفت : ((این نشانی درست است . چند وقت است که نان در آب می اندازی ؟ )) گفت:((یک سال است . )) گفتند : (( غرض تو از این کار چیست ؟ )) گفت : ((شنیده بودم که گفته اند : تو نکویی کن ودر آب انداز که نکویی رسد به سوی تو باز من می خواستم بدانم چگونه فایده نیکویی به من بر می گردد و حال آنکه آب دجله می رود و باز نمی گردد. من می دانستم که اگر به کسی نیکی کنم و دلیلی داشته باشد و آن کس مرا بشناسد ممکن است اث آن نیکی به من بر می گردد اما می خواستم بدانم ناشناخته نیکی کردن و به کسی ناشناس خوبی کردن چگونه اثرش به شخص نیکو کار بر می گردد . می خواستم بدانم این حرف درست یا نه ؟ و اگر گناهی کردهام خلیفه مرا عفو کند . )) خلیفه گفت : (( نکرده ای بلکه ثوابی کردهای ، و خطایی نکرده ای بلکه کا ثوابی کرده ای و آن هم که شنیده ای درست است ، تا آنجا که ما می دانیم نانهای تو یک نفر را از گرسنگی و از مرگ نجات داده است و باقی را خدا می داند. ))خلیفه دستور داد پنج پارچه از املاک و دهات از شهر بغداد را به نام محمد بن حسن کفشدوز نوشتند و قباله آن را مهر کردند وبه او بخشید ند و محمد بن حسن کفشدوز مردی ثروتمند و محتشم شد و در اطراف دهات خود کارهای خیر بسیار کرد و بیابان ها را به آبادی رسانید و به شکر این نعمت دکان کفشدوزی خود را هم به شاگردش بخشید . بعدها شاعری دیگر معنی آن شعر را به صورت دیگر هم ساخت و گفت : تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز پایان نوشته شده توسط : مهندس مریم پهلوانی نویسنده داستان : مهدی آذر یزدی [ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 09:33 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]
مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد | شماره | تاریخ انتشار : 1388/03/30
تاثیر تمرینهای مکنزی و ثبات دهنده کمر در بهبود عملکرد و درد بیماران مبتلا به کمر درد مزمن زمینه و هدف: علی رغم مطالعات فراوان در زمینه درمان کمر درد، در مورد مناسب ترین مداخله درمانی توافقی وجود ندارد. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر تمرین های مکنزی با تمرین های ثبات دهنده کمر در بهبود عملکرد و درد مزمن کمر بود.روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی سی و دو بیمار با تشخیص کمر درد مزمن از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین های ثبات دهنده (16 نفر) و مکنزی (16 نفر) قرار گرفتند. درد با پرسشنامه مک گیل، ناتوانی با پرسشنامه اسوستری، دامنه حرکتی فلکسیون کمر با آزمون شوبر و زاویه لوردوز کمر با خط کش انعطاف پذیر، قبل و پس از درمان ارزیابی شد. برنامه درمان برای هر دو گروه شامل 10 جلسه تمرین روزانه و هر جلسه حدود یک ساعت بود. از آزمونهای t مستقل، منویتنی، t زوج و ویلکاکسون برای مقایسه نتایج استفاده گردید.یافتهها: بعد از درمان میانگین درد، ناتوانی و لوردوز کمری در هر دو گروه کاهش یافت (001/0P<). میانگین دامنه حرکتی کمر تنها در گروه تمرین های مکنزی بعد از درمان افزایش یافت (001/0P<). اختلاف معنی داری بین دو گروه از نظر متغیرهای مورد مطالعه بعد از درمان وجود نداشت. نتیجه گیری: تمرین های ثبات دهنده و مکنزی سبب کاهش درد، ناتوانی و زاویه لوردوز کمر در بیماران با درد مزمن کمر می شوند. همچنین تمرین های مکنزی باعث افزایش دامنه حرکتی فلکسیون کمر می شوند. در مجموع هیچ یک از دو روش درمانی بر دیگری برتری ندارد.
نوشته شده توسط : مهندس مریم پهلوانی [ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]
متوکل گفت : ((همین است . فتحی به قصد شنا به دجله رفته و آب او را برده است .)) فوری جامه های یافته شده را حاضر کردند و معلوم شد جامه همان غلام است . خلیفه گفت : ((یا در خارج شهر کسی او را نجات داده یا در آب غرق شده . جارچیان را بگویید خبر را در شهر پخش کنند و شنا گران را بگویید کار خودشان را دنبال کنند .)) وان روز تا شب هیچکس خبری نداد . شب شنا گران باز گشتند و به رئیس نگهبانی خبر دادند که هیچکس را در شط نیافته اند و همچنان منتظر بودند تا کسی خبری از نجات غریق بیاورد. روز بعد کسی که از بیرون شهر بغداد وارد شده بود خبرداد که شب گذشته در خارج شهر از دجله صدایی شنیده است ، گویی کسی در آب است اما از ترس به رودخانه نزدیک نشده است . خبرگزاران این خبر را به رئیس نگهبانی دادند و چون از شهر خبر دیگری نرسیده بود خلیفه گفت شنا گران رود دجله را دنبال کنند و تا خبری از زنده یا مرده فتحی پیدا نکنند بر نگردند. بار دیگر شناگران به شط رفتند و روز ها جستجو می کردند و شبها توقف می کردند تا بعد از هفت شبانه روز فتحی را در مغاکی کنار دیواره دجله زنده یافتند و او را به خشکی آوردند واز آبادی نزدیک اسبان تیز رو آوردند و با شتاب تمام فتحی را نزد خلیفه آوردند و شرح حالش را گفتند و مژدگانی خود را دریافت کردند .خلیفه خوشحال شد و خدا را شکر گفت و فوری دستور داد ((سفره و غذا بیاورید که غلام هفت روز است گرسنگی کشیده است .)) فتحی گفت : خلیفه به سلامت باشد من از ترس و از بی خوابی خسته و کوفته هستم اما گرسنه نیستم .)) متوکل گفت : (( شاید از بس آب خورده ای بیمار شده باشی یا از ترس حواست پریشان شده باشد و گرنه چطور ممکن است بعد از چند روز گرسنه نباشی)) فتحی به خلیفه گفت ((بله ، خودم هم تعجب کردم اما در این هفت روز که آنجا بودم هر روز بر روی آب طبقی می دیدم که در آن ده قرص نان بود ود ر آنجا که من بودم فشار آب طبق را ه کنار رود خانه می آورد ومن هرچه می خواستم نان بر می داشتم و می خوردم و امروز هم نان را خورده بودم که شنا گران رسیدند.)) خلیفه گفت : ((چیز عجیبی می شنوم ، هر روز یک طبق نان روی آب دجله چه می کرد و از کجا می آید؟)) فتحی گفت:((نمی دانم ،اما چنین بود ،طبقی از چوب بود و هر روز می رسید و روی نان ها هم اسم کسی نوشته بود ،اگر درست یادم مانده باشد نوشته بود : محمد بن حسن کفشدوز .)) نوشته شده توسط:مریم وسحر پهلوانی برداشت از کتاب داستانهای خوب برای بچه های خوب [ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 08:15 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
تونیکی کن در دجله انداز یک روزی بود وروزگاری . متوکل خلیفه معروف عباسی غلامی داشت که اسمش فتحی بود . فتحی را از کوچکی همراه اسیران جنگی آورده بودند و فروخته بودند . در آن زمان اسیران جنگی را به شهر های دور دست می بردند و مانند حیوانات آنها را خرید وفروش می کردند وپولدار ها برای بندگی و غامی و کنیزی آنها را می خریدند واین غلام و کنیزها ی زر خرید که هیچ آزادی واختیاری نداشتند زندگی سختی داشتند تا وقتی کسی از روی خیر خواهی آنها را آزاد کند. این فتحی هم جزوء غلامان وبندگان بود اما چون خیلی با هوش وبا استعداد بود در دستگاه خلیفه هنرها وادبها یاد گرفته بود در چشم خلیفه آنقدر عزیز شده بود که خلیفه او را به فرزندی خود پذیرفته بود . خلیفه میل داشت که فتحی علاوه بر تربیت و ادب و دانستن اسب سواری وتیر اندازی و هنرهی دیگر مثل شنا کردن را هم یاد بگیرد تا روزی اگر در اب غرق شود بتواند خودش را نجات دهد . برای این کار دو نفر مربی شنا اوردند که روزی یک ساعت به فتحی شنا کردن بیاموزند . چند روز گذشت فتحی به خودش مغرور شد و مثل بیشتر کودکان که وقتی کمی با درسی آشنا می شوند خیال می کنند دیگر همه چیز را می دانند او هم گمان برد در شنا استاد شده و دیگر مربی لازم ندارد ویک روز دور از چشم استادان تنها به رودخانه دجله که کنار قصر خلیفه ر می گذشت رفت و خود را به آب انداخت تا شنا کند . اتفاقأ آب دجله تند بود و فتحی یعد از اینکه قدری دست و پا زد و با آب مبارزه کرد فهمید که نمی تواند خود را نجات دهد و اگر بیشتر کوشش کند خسته می شود و غرق می شود . هر قدر هم فریاد کشید کسی نشنید . این بود که ناچار با جریان آب همراهی کرد و با همان اندازه شنا که بلد بود سعی کرد به زیر آب نرود وهمراه اب برود تا بلکه یک جایی بتواند خود را به کنار رودخانه برساندونجات پیدا کند ،ورفت ورفت تا از نظرگاه مردم دور شد واز شهر خارج شد و به بیابان رسید وشب شد و فردا روز شد و همچنان روی آب دست وپا میزد و می رفت . روز بعد به جایی رسید که اب دجله دیواره ها کنار رودخانه را شکسته بود ودر شکستگیها و سوراخ ها ی دیوار رودخانه می توانست دستگیره ای پیدا کند . فتحی با زحمت بسیار خود را به کنار دیواره دجله رسانید و دستش را به سوراخی بند کرد وخود را از غرق شدننجات داد اما هیچ راهی برای بالا رفتن از دیواره رودخانه نبود و خستگی و گرسنگی او را از پا انداخته بود . اما خدا را شکر کرد و با خود گفت : ((حالا از خفه شدن نجات پیدا کردم و اگر از گرسنگی نمیرم امید زنده ماندن و رهایی هست و گرسنگی را تا دو سه روز می توان تحمل کرد .))فتحی همانجا نشست تا شب شد و هیچ اثری و خبری از کسی پیدا نشد . شب را همانجا ماند تا روز شد و همچنان راه چاره ای نبود وتا هفت شبانه روز فتحی در آنجا بود . همه افراد قصر بدنبال فتحی گشتند و او را پیدا نکردند . ناچار به متوکل خبر دادند که او گم شده است . متوکل بسیار ناراحت شد ودربانهای قصر حاضر کرد و هیچکس فتحی را ندیده بود .متوکل نگران شد مبادا به جان فرزند خواندهاش سوء قصد شده باشد گفت : ((فوری در تمام قصر جار بزنید تا هرکس از فتحی خبری دارد بی درنگ به خلیفه خبر بدهند.)) هنوز جارچی حرکت نکرده بود که رئیس نگهبانی سررسید و گزارش داد که مأمور برج دیده بانی دجله در ساعت 9 صبح خبر داده است که شخصی در حال شنا قلعهخارج شده است وفوری چند نفر شنا گر ان ورزیده به جست وجو رفته اند و مأموران تمام اطراف دریاچه شنا و رودخانه را بازرسی کرده اندواثری از لباس کسی نیافته اند ، از جامه دار خانه تحقیق شده است و یکی از خدمتکارانگفت جامه یکی از غلامان را در کنار دریاچه یافته و چون کسی در آنجا نبوده به گمان اینکه کسی دیروز جامه های خود را عوض کردهودر آنجا باقی مانده جامه ها را به جامه دار خانه تحویل داده است و این پیشامد باز هم سابقه داشته اما گزارش برج دیده بانی می گوید همین امروز کسی شنا کنان از قلعه خارج شده است .اینک چند نفر شنا گران در خارج مشغول جستجو هستند و چون احتمل حادثه ای در میان است گزارش به عرض رسید .)) پایان قسمت اول نوشته شده توسط :مریم وسحر پهلوانی برداشت از کتاب داستان های خوب برای بچه های خوب [ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |