تبلیغات
architecturalsystem

architecturalsystem
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

راز حمام شیخ بهایی : شمع یا شعله

حمام شیخ بهایی شمع یا شعله

حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است.
راستی واقعیت این حمام چی بوده است؟ آیا واقعا با یک شمع گرم میشده است؟ چطور ممکن است؟
تنها نظریه قابل قبول و شاید پذیرفته شده ای که هم اکنون وجود دارد این است که یک سیستم سفالینه لوله کشی زیرزمینی حدفاصل آبریزگاه مسجد جامع و این حمام وجود داشته که با روش مکش طبیعی گازهایی چون متان و اکسیدهای گوگردی به مشعل خزینه حمام هدایت میشده و بعنوان منبع گرما در مشعل میسوخته و یا اینکه مستقیما این گازها را از مواد زاید دفع شده در خود حمام جمع آوری میکردند و مورد استفاده قرار میدادند.

حمام شیخ بهایی شمع یا شعله

حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است.
راستی واقعیت این حمام چی بوده است؟ آیا واقعا با یک شمع گرم میشده است؟ چطور ممکن است؟
تنها نظریه قابل قبول و شاید پذیرفته شده ای که هم اکنون وجود دارد این است که یک سیستم سفالینه لوله کشی زیرزمینی حدفاصل آبریزگاه مسجد جامع و این حمام وجود داشته که با روش مکش طبیعی گازهایی چون متان و اکسیدهای گوگردی به مشعل خزینه حمام هدایت میشده و بعنوان منبع گرما در مشعل میسوخته و یا اینکه مستقیما این گازها را از مواد زاید دفع شده در خود حمام جمع آوری میکردند و مورد استفاده قرار میدادند.

راز حمام شیخ بهایی : شمع یا شعله

حمام شیخ بهایی شمع یا شعله

حتما شما نیز اسم شیخ بهایی و حمام معروفش را شنیده اید. حمامی که در بین عموم معروف است که با شمع گرم میشده است. و عده ای میگویند آن شمع با اتم کار میکرده است. و نهایت اینکه شایع شده که چون این شمع با اتم کار میکرده است انگلیسی ها یکی از شمعها را برده اند و آن یکی را دست کاری کرده اند و بخاطر آن، از کار افتاده است.
راستی واقعیت این حمام چی بوده است؟ آیا واقعا با یک شمع گرم میشده است؟ چطور ممکن است؟
تنها نظریه قابل قبول و شاید پذیرفته شده ای که هم اکنون وجود دارد این است که یک سیستم سفالینه لوله کشی زیرزمینی حدفاصل آبریزگاه مسجد جامع و این حمام وجود داشته که با روش مکش طبیعی گازهایی چون متان و اکسیدهای گوگردی به مشعل خزینه حمام هدایت میشده و بعنوان منبع گرما در مشعل میسوخته و یا اینکه مستقیما این گازها را از مواد زاید دفع شده در خود حمام جمع آوری میکردند و مورد استفاده قرار میدادند.
در جریان مرمت خانه شیخ بهایی در همان نزدیکی در کف زمین تنپوشه های سفالی و چاههای مرتبطه و یک لوله آزمایش پیدا شده بود که احتمال میدهند مربوط به طراحی حمام باشد. همچنین طبق مطالعاتی که توسط باستان شناسان و متخصصین انجام شده است معلوم گردیده که فاضلاب شهر اصفهان توسط لوله های جمع آوری فاضلاب وارد خزینه حمام میشده است. و طبق محاسبات دقیقی که شیخ بهایی انجام داده بود و با طراحی خاص خزینه، این فاضلاب تبدیل به گاز متان میشد که قابل سوختن است. لجن های ته نشینی نیز بعنوان کود آلی مورد استفاده قرار میگرفت. شیخ بهایی با محاسباتی که انجام داده بود، حجم لجن را برای تولید بیوگاز مشخص کرده بود و گفته بود که اگر لجن به اندازه ای که خود مشخص کرده بود برسد میتوانید مقدار مشخصی از لجن را بعنوان کود استفاده کنید. برای برداشت این لجن اضافی برنامه دقیقی ترسیم شده بود و در هر زمانی میزان برداشت اهالی هر منطقه ای مشخص بود.
گاز تولید شده توسط فاضلاب بوسیله شعله هایی که تعبیه شده بود مخزن آب حمام را گرم میکرد. پس از گذشت چندین سال و ضعف حکومت آنزمان که پایتخت ایران، اصفهان بود کشاورزان بدون برنامه و خارج از نوبت از این لجن ها برداشت نمودند تا بعنوان کود استفاده نمایند و بدین جهت بود که این شعله ها خاموش شدند.
امروزه تولید گاز از فاضلاب بعنوان بیوگاز نامیده میشود که یکی از تخصصهای مهندسین بهداشت و محیط زیست می باشد. در کشورهای اروپایی و آمریکا از این سیستم بعنوان بازیافت فاضلاب و تهیه سوخت استفاده میشود ولی متاسفانه در ایران کاربرد زیادی ندارد و انطور که شنیده شده است در حصارک کرج از این سیتم جهت روشنایی و گرمایش و وسیله پخت و پز استفاده میشود.

 

با توجه به این که طلا رسانایی بالایی در انتقال گرما دارد، طلای بکار رفته در منبع حمام شیخ بهایی موجب می‌شده با...
یک مخترع مشهدی پس از 300 سال با شبیه سازی حمام شیخ بهایی به راز ساخت این حمام پی برد.

 

به گزارش واحد مرکزی خبر، حمام شیخ بهایی در اصفهان یکی از شاهکارهای معماری ایران و جهان است که دردوران صفویه ساخته شد.
علی اصغر برهمند، رئیس انجمن مخترعان خراسان رضوی و طراح طرح شبیه سازی حمام شیخ بهایی گفت: در طرح شبیه سازی شده به جای منبع طلایی که در حمام شیخ بهایی وجود دارد، از یک منبع مسی به عنوان آبگرمکن استفاده شده و با یک شمع آب این آبگرمکن گرم می شود.
وی افزود: با توجه به این که طلا رسانایی بالایی در انتقال گرما دارد، طلای بکار رفته در منبع حمام شیخ بهایی موجب می‌شده با حرارت کم انرژی زیادی تولید و آب منبع گرم شود.

 

محقق این طرح همچنین گفت: در طرح شبیه سازی شده به علت دسترسی نداشتن به طلا از مس استفاده شده که در حمام منازل هم قابل استفاده است و موجب صرفه جویی 30 درصدی در مصرف سوخت می شود.
برهمند درباره شیوه کار این ابگرمکن افزود: آب سرد از طریق یک لوله از بالای ابگرمکن عبور می کند وپس از گذر از داخل آن با حرارت شمع گرم و اماده استفاده می شود.

 

او گفت: هزینه ساخت این ابگرمکن 6 میلیون ریال است که با ورود به بازار و تولید انبوه، هزینه ساخت آن کاهش خواهد یافت.
این اثرپژوهشی که با تایید انجمن مخترعان خراسان رضوی مراحل ثبت ملی را می گذراند تاکنون موفق به کــسب دو نشان طلای سوئیس در سال 2006 و مدال طلای مسکو 2007 شده است.

 

به گفته این محقق خراسانی، کارشناسانی از سازمان ملل از وی خواسته اند این طرح را برای آنها اجرا کند ، اما برهمند ترجیح داده است ان را به نام ایران بسازد.
حمام شیخ بهایی در اصفهان یکی از شاهکارهای معماری ایرانی و مهندسی جهان، مربوط به دوره صفویه است که با مهندسی شیخ بهایی ساخته شده است.
آب این حمام با سیستم "دم و گاز" یعنی از گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چکیدن روغن عصارخانه شیخ بهایی که در مجاورت حمام قرار دارد روشن می‌شده است.
عصارخانه محلی برای تهیه روغن از دانه‌های روغن بوده است. این حمام با استفاده از این سیستم پیچیده مهندسی به مدت طولانی تنها با یک شمع روشن می‌شده است.

 

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/02/516128_orig.jpg

 




طبقه بندی: معمار بزرگ شیخ بهایی،
[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 10:44 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]

2 م

 

4م

10

"

11

 

 

 

12"

 

13

14


[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]

111م"

روزی از مترو  رد می شدم   کتا بهای  جالبی  برای  فروش  قرار داشت  چند کتاب خریدم  که  واقعأ شروع بخواندن کتاب کردم  مطالب  ان  کتاب انقدر زیبا بود که خستگی  را  از تن  ادم در می کرد .

تصاویر و مطالب زیر  را از این  کتاب  انتخاب  کرده ام  امیدوارم  شما  هم  لبخند بزنید .  بخندید تا دنیا به شما بخندد

مقدمه  کتاب

قبل از  هرچیز بگم   اگر  تا  حالا  نرفتید  سراغ  دونفری  شدن  و فکر  ازدواج  ندارید  بی خیال  خوندن  این  کتاب  بشید  .  اگرم  زیر هیجده سالید   که اصلأ  حرفشو  نزنید  .  این  کتاب  مخصوص   اوناست  که  دروازه  قلعه  ازدواج  رد  شدند   ویا   در پشت   سرشون   نیمه  باز ه  ٰ یعنی   عقد بسته ها . پس اگر  عقد   بسته  نیستید  و این  کتاب  رو  می خواهید  بخونید  هر بلایی سرتون  اومد  پای  خودتونه . از ما  گفتن بود !

اما  در این  کتاب  ما  به اونهایی  که تازه  نامزد شدند  یک سری  نکات  طلایی رو  آموزش مدیم  که  می تونه  خیلی  وقت  ها  براشون  کار ساز  باشه  !

 

7م

 

8

 


[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
معماری مسجد جامع اردستان
واژه شناسی
    واژه اردستان با عنوان های اَزدستان، اَزدَستان، اَزگ دَستان، اَرگستان و اَرجستان در متون تاریخی آورده شده است. به زبان بومی كه لهجه ای از زبان پهلوی است، اردستان را «آرسون» یا «اَسون» و گاهی هم «اَردستون» می گویند. كلمه اردستان در زبان های باستانی به معنای جایگاه مقدس و پاك، جایگاه درستی و راستی و سرزمین مردمان متدین با خاكی به رنگ آرد، بیان شده است.
    * اقلیم اردستان
    رشته كوه های مركزی ایران عامل عمده سكونت و زندگی در حاشیه كویر به شمار می آیند و تقریباً تمامی آبادی و رستاق های خرد و كلان بر سر شاهراه باستانی ری - كرمان در دامنه این ارتفاعات شكل گرفته اند. بخش هایی از مركز این سلسله جبال بین كوه كركس (كاشان) و شیركوه (یزد) با نام كوه های اردستان شناخته می شود كه شهر تاریخی اردستان و دیگر آبادی های این محدوده در میان دره ها و دامنه كوه و جلگه های شمالی آن تا حاشیه كویر مركزی پراكنده اند. اگر بر روی نقشه جغرافیایی ایران خطی از گوشه شمال شرقی (سرخس) به گوشه جنوب غربی (خرمشهر) و خطی دیگر از گوشه شمال غربی (كوه آرارات) به گوشه جنوب شرقی آن (خلیج گواتر) ترسیم كنیم، این ۲ خط همدیگر را در نقطه ای قطع می كنند كه اصطلاحاً مركز ایران خوانده می شود. اردستان در این نقطه یعنی مركز جغرافیایی كشور قرار دارد و یكی از شهرستان های شمالی استان اصفهان است. تقریباً بیشتر نقاط جنوب غربی این منطقه، كوهستانی و بخش های شمالی بیابان و كویر است و مساحتی در حدود ۱۱۲۹۳ كیلومتر مربع دارد. ناحیه كوهستانی كه از جنوب غربی شروع و تا جنوب شرقی و قسمتی از مشرق اردستان امتداد می یابد، هوایی معتدل سرد و سالم دارد. آب این منطقه گوارا و شیرین و از قنوات تأمین می شود. ناحیه گرمسیر از شمال شرقی تا شمال غربی و قسمتی از غرب اردستان امتداد داشته و هوای این ناحیه گرم متغیر به واسطه نزدیكی به كویر و شن ها و ریگ های روان اغلب اوقات، غبار آلود است. میزان بارندگی در این اقلیم بسیار كم و معمولاً از پاییز تا اواخر بهار است. وزش باد در فصول مختلف تفاوت دارد و شامل باد كویری، باد كاشی، باد خراسان و باد قبله است.
    * پیشینه تاریخی اردستان
    درباره قدمت بنای اولیه سكونتگاه اردستان نظرهای متفاوتی وجود دارد. برخی از تاریخ نویسان بنای شهر را به دستان ابن سام نسبت داده اند و زواره (شهری در نزدیكی اردستان) را از بناهای برادر رستم می دانند. یكی از ادیبان دوره قاجاریه می نویسد: در دوره سلاطین عجم، اراضی نطنز و قرای خمسه از متعلقات جوشقان قالی و اردستان و كاشان و قم و حدود كنار رودخانه عراق جزو مملكت اصفهان بوده و آنها را سلاطین عجم بنا نهاده وآباد ساخته اند. از سوی دیگر اهالی اردستان می گویند كه سرزمین آنجا جزو املاك و تیول رستم دستان بوده و رستم در آنجا ارگی داشته به نام ارگ رستم دستان كه امروز به مرور زمان تبدیل به كلمه اردستان شده است. همچنین باغ و گذری به نام فرامرز پسر رستم در محله باب الدحی، آب و ملك و خانه ای در محله كبودان به نام «كاوه» و قریه ای در یك فرسنگی شهر به نام «شیده» پسر افراسیاب موجود است. اردستان پایتخت اردوان چهارم اشكانی بوده و او قصر مجللی در مجاورت دشت محله رامیان بر روی تپه ای ساخته كه آن به «تل عاشقان» مشهور بوده و مردم به زبان محلی آنجا را كوپه عاشقان گویند. در شهر اردستان قنات بزرگی به نام «آرمنه» وجود دارد كه بانی آن را آرمن شاه یا اروند شاه فرزند كی قباد از ملوك كیان می دانند. كهن ترین تاریخ مكتوب این شهر به عهد كیانیان می رسد. دژ ارونه (كه تا اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار موجود بوده و سپس به باغ تبدیل شده است) و بنای شهر را به بهمن بن اسفندیار بن گشتاسب بن سهراب بن اروند شاه بن كی قباد، از پادشاهان كیانی نسبت داده اند. در واقع بنای ابتدایی اردستان، قلعه ای با حصار و باروی بسیار استوار بوده و نزدیك حصار خندقی قرار داشته كه هنوز آثارش باقی است. طبق نقل حمزه اصفهانی، در میان قلعه، آتشكده ای وجود داشت كه همان آتشكده مهراردشیر است. از عهد اشكانیان اثر قابل توجهی به جز قنات خسروشاه اشكانی باقی نمانده است. عده ای از مورخان محل تولد انوشیروان را اردستان می دانند و معتقدند مادر وی اردستانی بوده است و تا هنگام عزیمت به مدائن، در آن جا زندگی می كرده است. انوشیروان ساسانی زمانی كه به سلطنت رسید برای كودكانی كه هم درس او بودند در اردستان كوشك هایی بنا كرد كه اكنون از بین رفته است. در عهد اسلام نیز از قرن نخست هجری قمری، بناهایی در اردستان به وجود آمده است. در قرن نخست هـ . ق، امام حسن علیه السلام از اردستان عبور كردند و در مسجد كهن و در مسجد كبودان، نماز خواندند كه هر
    ۲ مسجد به نام ایشان نامیده شدند. در قرن ۲ و ۳ هـ . ق، بنای نخستین مسجد جامع اردستان به دست عمر بن عبدالعزیزآل ابودلف به انجام رسید. این مسجد قبلاً آتشكده یا معبد بوده است. هلاكوی مغول در قرن ۷ هـ . ق به قتل و غارت ساكنان شهر پرداخت و آن را به صورت نیمه ویران درآورد. مسجد جامع اردستان در محله محال كه بزرگ ترین محله از میان محلات اردستان است، قرار دارد.
    * عناصر و فضاهای تاریخی
    مركز محله محال اردستان شامل مجموعه ای از بناهای گوناگون خدماتی، مذهبی و فرهنگی است. این ارسن شهری شامل ابنیه تاریخی چون مسجد جامع اردستان، مدرسه حاج حسین نورالدین، حمام پایین مسجد، حسینیه، آب انبار، كاروانسرا و بازارچه سنتی است. از كاروانسرای مجموعه امروزه آثاری بر جای نمانده است و به دلیل تعریض خیابان كاملاً تسطیح شده است. حمام مجموعه دارای ۲ بخش مردانه و زنانه بوده و ۲ ورودی در قسمت های جنوبی و غربی خود دارد و بخش زیادی از ساختار این ساختمان در حال تخریب است. بازارچه مجموعه در قسمت شرقی مسجد جامع واقع شده و در فرم پلان در راستای ورودی جنوبی و جنوب شرقی مسجد قرار گرفته است. مدرسه حاج حسین نیز به اداره میراث فرهنگی اردستان تغییر كاربری داده است. آب انبار و حسینیه مجموعه محله نیز مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته و از نظر ساختاری كاملاً پایدار هستند.
    *مسجد جامع اردستان
    بنای اولیه مسجد جامع اردستان براساس بررسی های صورت گرفته، مربوط به قرون اولیه اسلامی است و در دوره سلجوقی تجدید بنا و در دوره های بعدی، بخش های مختلفی به آن اضافه شده است. مسجد اولیه با فرم شبستانی، دارای صحن مركزی (میانسرا)، شبستان های ستوندار در ۴ سمت حیاط، دیوار خشتی محصور كننده و سر در بوده است. از دیدگاه ساختاری، ستون های موجود دارای تفاوت های مشخصی هستند كه به نظر می رسد به دلیل وجود دوره های مختلف ساختمانی باشد. بقایای ستون ها، دیوارها و آرایه های مسجد اولیه، در دالان ورودی جنوب غربی، شبستان غربی و شمال شرقی نمایان شده است. ساخت مایه بنا از آجر با ملات گچ بوده و تزئینات آن را گچبری، آجركاری و نقاشی روی گچ تشكیل می داده است. البته ساختمان كنونی مسجد با طرح ۴ ایوانی در كنار ابنیه تاریخی دیگری چون حسینیه، آب انبار، مدرسه علمیه، كاروانسرا و بازارچه سنتی قرار گرفته و مشتمل بر سردر، حیاط مركزی، ایوان های چهارگانه، گنبدخانه، شبستان های متعدد، رواق، فضاهای زیر زمینی و كتیبه های تاریخی و آرایه های نفیس و با شكوه است. این مسجد در اصل ۶ ورودی داشته كه از طریق دالان هایی به صحن مركزی مربوط می شده، اما ظاهراً
    ۲ ورودی مسدود شده و ورودی اصلی در گوشه جنوب غربی مسجد قرار گرفته است. ایوان جنوبی صحن با طاق گهواره ای و تزئینات بسیار زیبای گچبری، آجركاری و كتیبه تاریخی (مربوط به دوره سلجوقی) با اهمیت ترین ایوان مسجد است. ساختمان ایوان جنوبی از سوی ابوطاهربن غالی ساخته شده و بر جانب غربی مدخل گنبدخانه، سنگ نبشته ای مشتمل بر فرمان شاه عباس اول مبنی بر تخفیف مالیات شیعیان اردستان، مربوط به قرن دهم هـ . ق، نصب شده است. ایوان شمالی با توجه به كتیبه های موجود، مربوط به اوایل دوران صفوی است و با توجه به كاوش های انجام شده به طور مستقیم بر روی مسجد اولیه قرار گرفته است. با عنایت به این نكته كه ایوان های شرقی و غربی نیز در دوره صفوی شكل گرفته اند، می توان گفت كه مسجد دوره سلجوقی با فضاهای صحن مركزی، گنبدخانه، ایوان جنوبی و شبستان های ستوندار مجاور میانسرا شكل یافته است. درگوشه شمال غربی مسجد، مناره آجری ساده وكم ارتفاعی قرار دارد كه بخش فوقانی آن از بین رفته است. به نظر می رسد كه بنای اصلی مناره متعلق به دوره سلجوقی یا بعد از آن باشد. مسجد جامع اردستان در دهه های اخیر از سوی استاد مرمت و معماری ایران، مرحوم دكتر باقر
    آیت الله زاده شیرازی مورد مطالعه، كاوش و بررسی قرار گرفت. همان طور كه بیان شد مسجد جامع اردستان دارای ورودی های متعددی است كه عامل ارتباط فضاهای اطراف با مسجد هستند. این امر نشان دهنده نقش گسترده ارتباطی مسجد در طول تاریخ است و بیانگر این ویژگی است كه ساختمان به چه صورت، با گذرهای متعدد اطراف خود به آسانی امكان ارتباط با شهر را برقرار می سازد. در این مسجد وجود ورودی های متعدد در اطراف بنا نقش مركزیت مسجد در ارسن (مجموعه) را نیز نمایان می كند. اگر این مسجد در یك راسته بازار و یا بافت قدیمی شهری به تنهایی كاربرد داشت، شاید ورودی ها و دسترسی های كمتری را می طلبید ولی با توجه به نیازهای موجود، این ورودی ها خود را از اطراف و گوشه های ساختمان به داخل كشیده است و هر كدام پاسخگوی نیاز دسترسی به مسجد جامع از طرف یكی از عناصر مجموعه است. مسجد جامع اردستان در ادوار مختلف تاریخی دستخوش تغییرات و دگرگونی هایی گشته كه علاوه بر تحولات به وجود آمده در فرم بنا و فضا های موجود، این مسأله در تزئینات مسجد جامع نیز صادق است. با توجه به دوره های مختلف ساخت بنا، تزئینات موجود در آن نیز به دوره های متفاوتی باز می گردد. قدیمی ترین بخش تزئینات به كار گرفته شده در بنای مورد نظر، مربوط به ساختمان اولیه مسجد است. دوره دوم تزئینات به كار رفته در بنا مربوط به دوره ای است كه مسجد به صورت شبستان ستوندار بوده. از این دوره نیز در دور ستون های شبستان تزئینات گچبری بر جای مانده كه حائز اهمیت و بسیار زیبا هستند. بقیه تزئیناتی كه در بنا وجود دارد از زمان تبدیل شدن مسجد ازطرح شبستانی به ۴ ایوانی است. در هر دوره تزئینات زیبایی اجرا شده و گاهی دوره جدید دوره متأخرتر را پوشانده است. در زیر ایوان جنوبی مسجد، تزئینات گچبری زیبایی یافت می شود كه بسیار ماهرانه كار شده و همچنین در اطراف ورودی از ایوان جنوبی به گنبد خانه نیز این تزئینات ادامه می یابد كه شامل كتیبه ای از آیات قرآن كریم است. سطح طاق نماها با گچ پوشیده شده و مهرهای گچی به صورت چهارتایی، شكل چلیپایی را به وجود آورده است. در بین بند های عمودی آجرها نیز مهرهای نقش دار گچی به كار رفته است. محراب مسجد جامع اردستان یكی از زیباترین جلوه های هنر معماری ایران در دوره اسلامی به شمار می رود كه پس از گذشت سالیان دراز، همچنان پرآوازه و بی نظیر است.




طبقه بندی: مساجد ایران،
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدانمسجد جامع‌ همدان ‌در نزدیکی‌ میدان مرکزی شهر و در قسمت باختری خیابان اکباتان، درمحدوده‌ی راسته بازارهای شهر قرار دارد. این مسجد از بناهای دوره قاجاریه است و تاریخ شروع ساخت آن در قطار بندی جلوی ایوان بزرگ، سال ۱۲۵۳ ثبت شده است. این مسجد سه درب ورودی دارد که ورودی نوساز سمت خیابان اکباتان، ورودی قدیمی با دالان طاق‌دار در ضلع خاوری صحن، ورودی قدیمی با دالان هشتی مقرنس کاری شده در ضلع باختری صحن را شامل می شوند که هر سه از زیبایی چشم‌گیری برخوردارند.

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

بنای مسجد همدان دارای طرحی مستطیل شکل و چهار ایوانی ناقص است. قسمت‌های جنوبی این مسجد شامل ایوانی مرتفع است که رسم بندی جلو آن از آجر و کاشی معرق ساده ساخته شده و بر روی آن با کاشی فیروزه رنگ نام الله و نام پنج تن نوشته شده است. گنبد آن نسبتاً بزرگ و دو پوششه است. این مسجد رواق های زیبا و دیدنی دارد.ضلع باختری شامل هشتی مقرنس کاری شده و شبستان کوچک و کم ارتفاع زمستانی است. ضلع خاوری مسجد در مقیاس کوچک تر از بخش قدیمی باقی مانده است.

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

در حال حاضر مسجد دارای سه ایوان، دو شبستان و گنبدی آجری و صحن وسیعی‌ است که حوض بزرگی را در خود جای داده است. ایوان اصلی در ضلع جنوبی واقع شده و در دو ضلع خاوری و شمالی نیز مناره هایی قرار دارد. طاق نماهای کم عمقی نیز در ضلع جنوبی صحن وجود دارد. شبستان اصلی مسجد دارای ۵۵ ستون ۱۱ × ۵ ردیف سات. گنبدی آجری مسجد که بر روی این شبستان قرار دارد، در قسمت زیر دارای کتیبه‌هایی از خشت کاشی زر داست که سوره جمعه و آیه (انما یعمرو مساجد الله) و آیه (من المهتدین) و (آیة الکرسی) به خط ثلث زیبایی بر حاشیه آن نوشته شده است.

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان

مسجد جامع‌ همدان




طبقه بندی: مساجد ایران،
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:47 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

مسجد شجره مدینه

مسجد شجره مدینه

موزه سکس Museum of sex

مسجد شجره مدینه




طبقه بندی: مساجد جهان،
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:45 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

مجموعه امیرچخماق یزد

میدان امیرچخماقمیدان امیرچخماق نام میدانی در شهر یزد است. مجموعه بناهای تاریخی امیرچخماق یزد شامل بازار، تکیه، مسجد و آب انبار که قدمتشان به دوره تیموریان (قرن ۹ هجری) برمی گردد و در فهرست آثار تاریخی کشور نیز به ثبت رسیده‌اند.

میدان امیرچخماق

در آن دوره امیرجلال‌الدین چخماق از سرداران شاهرخ تیموری و حاکم یزد بود که با همکاری همسر خود فاطمه‌خاتون برای آبادانی یزد مجموعه‌ای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه آب سرد و مسجد امیرچخماق را ساخت.

میدان امیرچخماق

گردشگران امیر چخماق را نام میدانی در شهر یزد می‌دانند که در آن بنایی چند طبقه، مسجد و حسینیه‌ای به همین نام وجود دارد. ساختمان بنای امیر چخماق ورودی بازارچه و بخشی از حسینیه‌ای است که در قرن ۱۳ هجری بنا شده‌است. حسینیه امیر چخماق توسط یکی از فرمانروایان یزد خراب شد هم اکنون این بنا در حال بازسازی و تبدیل دوباره به حسینیه می‌باشد.

میدان امیرچخماق

میدان امیرچخماق

تکیه امیر چخماق در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی و با شماره ۳۸۳ و مسجد امیر چخماق در سال ۱۳۴۱ با شماره مستقل ۲۴۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدند. همچنین این بناها و دیگر الحاقات به عنوان مجموعه امیرچخماق نیز با شماره ۲۴۱۶ به ثبت ملی رسیده‌است.

میدان امیرچخماق




طبقه بندی: مساجد ایران،
[ جمعه 14 مرداد 1390 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

خلیفه گفت :((عجیب است !آیا این محمد بن حسن  کفشدوز چه کسی است وبرای چه  هر روز طبقی از نان  برآب  می گذاشته؟ باید این داستان تحقیق شود و راز  آن دانسته شود ؟،جارچیان  را خبر کنید !))

دبیر خلیفه گفت جار بزنید :((خلیفه  محمد بن حسن کفشدوز را طلب می کند . هر که هست بیاید  ونترسد . خلیفه  به او بدی نخواهد کرد .))

روز دیگر  مردی  کارگر  با لباس کار  و پیشبندی  از چرم  که کفش دوزان بر روی زانوی خود می اندازند  وکار می کنند به قصر  متوکل آمد  و گفت : ((می خواهم  حضور  خلیفه برسم .))

گفتند : ((چه کار داری ؟ )). گفت : محمد بن حسن کفشدوز را خلیفه خواسته است  و من محمد بن  حسن هستم.))

او را نزد  خلیفه بردند ، به خلیفه سلام کرد وگفت :((من آن کفشدوز هستم که  مرا احضار فرموده اند.)) خلیفه پرسید :((تویی که هر روز  طبقی نان در دجله می اندازی؟)). جواب داد :((آری منم )) خلیفه  گفت  : ((این نشانی  درست است .  چند وقت  است  که نان  در آب می اندازی ؟ )) گفت:((یک سال است . )) گفتند : (( غرض تو  از این کار چیست ؟ )) گفت : ((شنیده بودم که گفته اند :

تو نکویی کن  ودر آب انداز         که نکویی رسد  به سوی تو باز

من می خواستم  بدانم  چگونه فایده نیکویی به من  بر می گردد و حال آنکه  آب دجله می رود  و باز نمی گردد. من می دانستم  که اگر به کسی نیکی کنم و دلیلی داشته باشد  و آن کس  مرا بشناسد  ممکن است  اث  آن  نیکی به من بر می گردد اما  می خواستم  بدانم  ناشناخته نیکی  کردن و به کسی ناشناس خوبی کردن چگونه  اثرش به شخص  نیکو کار  بر می گردد .  می خواستم  بدانم این حرف درست  یا نه ؟ و اگر گناهی  کردهام  خلیفه مرا عفو کند . ))

خلیفه گفت :  ((

نکرده ای  بلکه ثوابی کردهای ،  و خطایی نکرده ای  بلکه کا ثوابی کرده ای و آن هم  که شنیده ای درست است ، تا آنجا که ما می دانیم  نانهای تو یک نفر  را از گرسنگی و از مرگ نجات داده است  و باقی را خدا  می داند. ))خلیفه دستور داد پنج پارچه از املاک و دهات  از شهر بغداد را به نام  محمد بن حسن کفشدوز نوشتند  و قباله آن را مهر  کردند  وبه  او بخشید ند  و محمد بن حسن کفشدوز مردی ثروتمند و محتشم  شد  و در اطراف دهات خود  کارهای خیر بسیار کرد  و بیابان ها را به آبادی  رسانید  و به شکر  این نعمت  دکان کفشدوزی خود را  هم به شاگردش بخشید .  بعدها  شاعری دیگر  معنی  آن شعر را به صورت  دیگر  هم ساخت  و گفت :

تو نیکی  می کن  و در دجله انداز      که ایزد در بیابانت دهد باز

پایان

نوشته شده توسط : مهندس مریم پهلوانی            نویسنده  داستان : مهدی آذر یزدی


[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 09:33 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]
مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد | شماره | تاریخ انتشار : 1388/03/30
تاثیر تمرینهای مکنزی و ثبات دهنده کمر در بهبود عملکرد و درد بیماران مبتلا به کمر درد مزمن
زمینه و هدف: علی رغم مطالعات فراوان در زمینه درمان کمر درد، در مورد مناسب ترین مداخله درمانی توافقی وجود ندارد. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر تمرین های مکنزی با تمرین های ثبات دهنده کمر در بهبود عملکرد و درد مزمن کمر بود.روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی سی و دو بیمار با تشخیص کمر درد مزمن از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین های ثبات دهنده (16 نفر) و مکنزی (16 نفر) قرار گرفتند. درد با پرسشنامه مک گیل، ناتوانی با پرسشنامه اسوستری، دامنه حرکتی فلکسیون کمر با آزمون شوبر و زاویه لوردوز کمر با خط کش انعطاف پذیر، قبل و پس از درمان ارزیابی شد. برنامه درمان برای هر دو گروه شامل 10 جلسه تمرین روزانه و هر جلسه حدود یک ساعت بود. از آزمونهای t مستقل، منویتنی، t زوج و ویلکاکسون برای مقایسه نتایج استفاده گردید.یافتهها: بعد از درمان میانگین درد، ناتوانی و لوردوز کمری در هر دو گروه کاهش یافت (001/0P<). میانگین دامنه حرکتی کمر تنها در گروه تمرین های مکنزی بعد از درمان افزایش یافت (001/0P<). اختلاف معنی داری بین دو گروه از نظر متغیرهای مورد مطالعه بعد از درمان وجود نداشت. نتیجه گیری: تمرین های ثبات دهنده و مکنزی سبب کاهش درد، ناتوانی و زاویه لوردوز کمر در بیماران با درد مزمن کمر می شوند. همچنین تمرین های مکنزی باعث افزایش دامنه حرکتی فلکسیون کمر می شوند. در مجموع هیچ یک از دو روش درمانی بر دیگری برتری ندارد.
نوشته شده توسط : مهندس مریم پهلوانی

[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ maryam pahlevani ]

متوکل گفت : ((همین است . فتحی به قصد  شنا به دجله رفته و آب او را برده است .)) فوری جامه های یافته شده را  حاضر کردند  و معلوم شد جامه همان  غلام است .  خلیفه گفت : ((یا در خارج شهر کسی  او را نجات داده یا در آب  غرق شده .  جارچیان را بگویید  خبر  را در شهر  پخش کنند  و شنا  گران  را بگویید  کار  خودشان را  دنبال  کنند .))

وان روز  تا شب  هیچکس  خبری نداد  . شب  شنا گران باز گشتند و به رئیس نگهبانی خبر دادند که هیچکس را در شط  نیافته اند  و همچنان منتظر  بودند تا کسی خبری  از نجات غریق  بیاورد.

روز بعد کسی که  از بیرون شهر بغداد وارد شده بود خبرداد که شب  گذشته  در خارج شهر  از دجله  صدایی شنیده است  ، گویی کسی در آب  است اما  از ترس به رودخانه نزدیک  نشده است .  خبرگزاران  این خبر را  به رئیس  نگهبانی دادند  و چون از شهر  خبر دیگری نرسیده بود خلیفه  گفت شنا گران  رود دجله را دنبال کنند  و تا خبری  از زنده یا مرده فتحی پیدا نکنند  بر نگردند.

بار دیگر  شناگران به شط رفتند و روز ها جستجو می کردند  و شبها توقف می کردند  تا بعد از  هفت شبانه روز  فتحی  را در مغاکی  کنار  دیواره دجله زنده یافتند  و او را به خشکی آوردند واز آبادی نزدیک  اسبان تیز رو آوردند و با شتاب  تمام فتحی را  نزد خلیفه  آوردند  و شرح حالش را گفتند  و مژدگانی  خود را دریافت کردند .خلیفه خوشحال شد  و خدا را شکر گفت  و فوری دستور داد  ((سفره و غذا بیاورید که غلام هفت روز است گرسنگی کشیده است .))

فتحی گفت : خلیفه به سلامت باشد  من از ترس و از بی خوابی خسته و کوفته  هستم  اما گرسنه نیستم .))

متوکل گفت : (( شاید  از بس آب خورده ای بیمار شده باشی  یا از ترس حواست پریشان  شده باشد  و گرنه  چطور ممکن است  بعد از  چند  روز گرسنه نباشی))

فتحی به خلیفه گفت ((بله ، خودم هم تعجب کردم  اما  در این هفت روز  که آنجا  بودم  هر روز  بر روی آب طبقی  می دیدم  که  در آن ده قرص نان بود  ود ر آنجا که من بودم  فشار آب طبق را  ه کنار  رود خانه  می آورد  ومن  هرچه  می خواستم  نان بر می داشتم  و می خوردم  و امروز  هم نان را خورده بودم  که شنا گران رسیدند.))

خلیفه گفت : ((چیز عجیبی می شنوم ، هر روز  یک طبق  نان روی آب  دجله  چه می کرد و از کجا می آید؟))

فتحی گفت:((نمی دانم ،اما چنین بود ،طبقی از چوب  بود  و هر روز  می رسید  و روی نان ها هم  اسم کسی نوشته بود ،اگر درست یادم  مانده باشد  نوشته بود : محمد بن  حسن  کفشدوز .))

نوشته شده توسط:مریم وسحر پهلوانی

برداشت از کتاب داستانهای خوب برای بچه های خوب


[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 08:15 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

تونیکی کن در دجله انداز

یک روزی بود وروزگاری . متوکل خلیفه معروف عباسی  غلامی داشت  که اسمش  فتحی بود . فتحی  را از کوچکی  همراه اسیران  جنگی  آورده بودند و فروخته  بودند . در آن زمان  اسیران جنگی  را  به شهر  های دور دست  می بردند  و مانند  حیوانات آنها را  خرید وفروش می کردند وپولدار ها  برای بندگی  و غامی و کنیزی  آنها را  می خریدند  واین  غلام  و کنیزها ی  زر خرید  که هیچ آزادی  واختیاری نداشتند زندگی سختی  داشتند  تا وقتی  کسی از روی خیر خواهی  آنها  را آزاد کند.

این فتحی  هم  جزوء غلامان وبندگان  بود  اما  چون خیلی  با هوش وبا استعداد  بود  در دستگاه  خلیفه  هنرها وادبها  یاد گرفته بود   در چشم   خلیفه آنقدر عزیز  شده بود  که خلیفه  او را  به  فرزندی   خود پذیرفته بود .

خلیفه میل داشت   که فتحی علاوه بر  تربیت  و ادب  و دانستن  اسب سواری وتیر اندازی  و هنرهی  دیگر مثل   شنا  کردن را هم  یاد بگیرد تا روزی اگر  در اب  غرق   شود   بتواند   خودش را نجات دهد . برای  این کار  دو نفر  مربی  شنا  اوردند  که روزی  یک ساعت   به فتحی شنا کردن   بیاموزند .

چند روز گذشت  فتحی به خودش  مغرور   شد   و مثل   بیشتر   کودکان   که وقتی   کمی  با  درسی آشنا   می شوند  خیال   می کنند  دیگر همه  چیز  را   می دانند   او   هم  گمان برد   در شنا   استاد شده و دیگر   مربی  لازم  ندارد  ویک روز   دور از چشم   استادان  تنها  به رودخانه  دجله   که  کنار  قصر   خلیفه  ر می گذشت  رفت   و خود  را به  آب انداخت   تا شنا کند .

اتفاقأ  آب دجله  تند بود   و فتحی   یعد از   اینکه   قدری  دست و پا زد   و با آب   مبارزه  کرد  فهمید   که نمی تواند   خود را نجات  دهد  و اگر بیشتر   کوشش کند خسته  می شود  و غرق  می شود .  هر قدر   هم  فریاد کشید  کسی نشنید .  این بود   که ناچار  با   جریان آب  همراهی   کرد  و با همان   اندازه   شنا که بلد بود   سعی کرد    به زیر آب نرود   وهمراه اب   برود  تا بلکه  یک جایی بتواند  خود را   به کنار رودخانه  برساندونجات پیدا کند ،ورفت ورفت  تا از نظرگاه مردم دور شد واز شهر خارج شد و به  بیابان رسید وشب  شد  و فردا روز شد  و همچنان  روی آب  دست وپا  میزد و می رفت .

روز بعد  به جایی رسید  که اب  دجله  دیواره  ها کنار  رودخانه را شکسته  بود  ودر شکستگیها و سوراخ ها ی دیوار رودخانه می توانست  دستگیره ای پیدا کند .  فتحی  با زحمت  بسیار  خود را  به کنار دیواره  دجله  رسانید  و دستش را  به سوراخی  بند کرد

وخود را از غرق شدننجات داد اما  هیچ راهی برای  بالا رفتن  از دیواره  رودخانه نبود و خستگی و گرسنگی او را از پا انداخته بود .

اما خدا را شکر  کرد و با خود  گفت  : ((حالا از خفه شدن نجات پیدا کردم و اگر از گرسنگی نمیرم  امید  زنده ماندن و رهایی هست  و گرسنگی را تا دو سه روز می توان تحمل کرد .))فتحی همانجا نشست  تا شب شد و هیچ  اثری و خبری از کسی پیدا نشد . شب را همانجا  ماند  تا روز شد و همچنان راه چاره ای نبود  وتا هفت شبانه روز  فتحی در آنجا بود . همه افراد قصر  بدنبال فتحی گشتند و او را پیدا نکردند . ناچار  به متوکل خبر دادند  که او گم شده است . متوکل بسیار  ناراحت شد  ودربانهای قصر  حاضر کرد و هیچکس فتحی را ندیده بود .متوکل نگران شد  مبادا به جان فرزند خواندهاش سوء قصد  شده باشد  گفت : ((فوری در تمام قصر  جار بزنید تا هرکس از فتحی خبری دارد بی درنگ  به خلیفه خبر بدهند.))

هنوز جارچی حرکت  نکرده بود  که رئیس نگهبانی  سررسید و گزارش داد که مأمور برج دیده بانی  دجله در ساعت 9 صبح خبر داده است  که شخصی در حال شنا قلعهخارج شده است  وفوری چند نفر شنا گر ان  ورزیده  به جست وجو رفته اند و مأموران تمام اطراف دریاچه شنا و رودخانه را بازرسی کرده اندواثری از لباس کسی نیافته اند ، از جامه دار خانه تحقیق شده است  و یکی از خدمتکارانگفت  جامه  یکی از غلامان را در کنار دریاچه یافته و چون کسی در آنجا نبوده به گمان اینکه کسی دیروز جامه های خود را عوض کردهودر آنجا  باقی مانده جامه ها  را به جامه دار خانه تحویل داده است و این پیشامد  باز هم سابقه داشته اما گزارش برج دیده بانی  می گوید همین امروز کسی شنا کنان از قلعه خارج شده است .اینک چند نفر شنا گران در خارج مشغول جستجو هستند  و چون  احتمل حادثه ای در میان است  گزارش به عرض رسید .))

پایان قسمت اول

نوشته شده توسط :مریم وسحر  پهلوانی

برداشت از کتاب داستان های خوب برای بچه های خوب


[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

مسجد تاج‌ محل

مسجد تاج محلتاج‌محل (तIज महल) آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه بنا به وصیت همسرش تصمیم گرفت با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

مسجد تاج محل

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی است. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی بنا شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

مسجد تاج محل

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بوده و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شده است.
احمد لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند.در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خوشنویسی کتیبه‌های در و دیوارهای تاج‌محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.

مسجد تاج محل

تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از عمر آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانتیک، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل، یکی از عجایب هفتگانه را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی یا مغولی هند بود. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته شده است. داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می‌درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه‌ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته‌اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه‌جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١۶٠٧ میلادی «شاهزاده خرم»، که بعداً با نام «شاه جهان» شناخته شد، «ارجمند بانو بیگم» را، که بعداً به «ممتازمحل» ملقب شد، نمی‌دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

مسجد تاج محل

ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. خواهر آصف خان یا عمه ارجمند بانو، نور جهان همسر محبوب و پرنفوذ جهانگیر شاه، پدر شاهزاده خرم بود. نور جهان همراه برادرش آصف خان در سیاست و دولتداری نقش بارزی داشت.

شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

مسجد تاج محل

او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و “ممتازمحل” است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند “بیگم” خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ‌نگار دربار گورکانی هند که با نام “قزوینی” از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و “خرم” هیچ زن دیگری را شایسته آن محبت و شیفتگی که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمی‌دانست. سال ١۶٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به “شاه‌جهان” ملقب شد. ممتاز محل نمی‌خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام‌های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می‌خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه‌جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.

مسجد تاج محل

درگذشت ممتاز محل و وصیت او
شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان بود که در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد چهاردهمین فرزندش جان باخت.

در یکی از حمله‌های جنگی، شاه‌جهان ممتاز محل را که بسیار دوست میداشت همراه برده بود. او باردار و در ماه‌های آخر بارداری بود. این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که ممتازمحل به‌دنیا آورد و دختر بود که نامش را «گوهره‌بیگم» گذاشتند. اما ممتازمحل در اثر وضع حمل جان باخت. هنگام درگذشت «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او آرامگاهی بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

مسجد تاج محل

مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر بنا به وصیت او تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

به نوشته تاریخ‌نگاران، شاه‌جهان در پی درگذشت محبوب‌ترین همراه زندگی‌اش خلعت شاهانه‌اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش «جهان‌آرا» به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

شاه‌جهان پس از آنکه از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته‌اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.

تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام “روضه ممتاز محل” یاد کرده‌اند و برخی بر این نظراند که “تاج محل” مخفف “ممتاز محل” است. “پیتر ماندی”، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از “تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی” نام می‌برد.

architecturalsystem

خود شاه‌جهان هم که سال‌ها بعد، به دست پسرش اورنگ‌زیب شکست خورد و مدتی در زندان قلعه سرخ یا لال قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شده است.

مسجد تاج محل

معماری باغ و ساختمان تاج محل
شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج‌محل آرامگاهی است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد که به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.

در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

گیوین هامبلی، نویسنده کتاب “شهرهای هندوستان گورکانی”، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدارترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است. هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می‌افزاید: “تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده‌است … در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل “چتری‌های راجپوتِ” پیرامون گنبد و تفاوت‌هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه “محمود خلجی” در “ماندو” ساخته شده‌اند، اندکی متفاوت‌اند. از غرایب روزگار است که که یکی از “عجایب جهان” که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده‌است.”

معمار و طراح تاج محل
در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متن‌های متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده‌است. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لال قلعه یا قلعه سرخ در دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.

علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١۶٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به “امانت خان” ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل “امانت خان الشیرازی” زیر یکی از خطاطی‌ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. در بنای تاج محل آنچه کاملا مسلم است این است که خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته‌است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته‌اند.

به گفته تاریخدان آمریکایی “میلو بیچ”، در این مورد می‌توان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.
گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند.

architecturalsystem

نوشته شده توسط : مریم و سحر پهلوانی


طبقه بندی: مساجد جهان،
[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:44 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:39 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
لو کوربوزیه (به فرانسوی: Le Corbusier) با نام اصلی شارل ادوارد ژانره (به فرانسوی: Charles-Édouard Jeanneret-Gris) (زادهٔ ۶ اکتبر ۱۸۸۷ – درگذشتهٔ ۲۷ اوت ۱۹۶۵) معمار، طراح، شهرساز، نویسنده و نقاش سوئیسی بود. وی به عنوان یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بین‌المللی مشهور است.

زندگی نامه
لو کوربوزیه در لشودفوند (به فرانسوی: La Chaux de Fonds)، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لو کوربوزیه علاقهٔ زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسهٔ هنرهای زیبای محلی بود به آموختن مبانی هنر پرداخت .

لوکوربوزیه

اولین خانه‌هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت، ویلا شوآب، و ویلا ژان نرت برای پدر و مادرش. این خانه‌ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه‌های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوه‌های آلپ بودند.

لو کوربوزیه در حدود سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت و در آنجا در دفتر دو تن از معروف‌ترین معماران آن دوره یعنی آگوست پره و پیتر بهرنز به مدت چند سال کار کرد. وی سپس به بالکان، آسیای صغیر، یونان و رم سفر کرد و نقاشی‌های بسیاری از این سفر با خود به همراه آورد.

لو کوربوزیه در طی فعالیت حرفه‌ای خود، استفاده از یکی از شاخص‌ترین مصالح ساختمانی مدرن یعنی بتن را به نهایت زیبایی رساند و کارهای وی مورد تقلید جهانی قرار گرفت.

لوکوربوزیه

اصول لو کوربوزیه
در زمینه معماری لو کوربوزیه خانه را به عنوان ماشینی برای زندگی عنوان کرد، همانگونه که اتومبیل ماشینی برای حرکت است. وی پنج اصل را در ساختمان‌های مدرن معرفی کرد که عبارتند از:

* ۱- ستون‌ها ساختمان‌ها را از روی زمین بلند می‌کنند.
* ۲- بام مسطح و باغ روی بام
* ۳-پلان آزاد
* ۴-پنجره‌های طویل و سرتاسری
* ۵-نمای آزاد، کف‌ها و دیوارها به صورت کنسول

لوکوربوزیه

تناسبات طراحی
لو کوربوزیه از یک شبکه مدولار با تناسبات طلایی برای طراحی پلان و نما استفاده می‌کرد و تناسبات و اندازه‌های بدن انسان را طبق مدل خودش درطراحی بکار می‌برد. کالین رو در مقاله‌ای با عنوان ریاضیات ویلای ایده آل در سال ۱۹۴۷ شباهت‌های بین قسمت‌های فضایی یک ویلای پالادیو را با سازه شبکه‌ای یکی از ویلاهای لو کوربوزیه نشان داده است. گرچه هردو ویلا سیستم تناسب دهنده مشابهی دارند و از یک نظم ریاضی عالی پیروی می‌کنند، اما ویلای پالادیو شامل فضاهایی با اشکال ثابت و روابط متقابل هماهنگ است در حالیکه ویلای لو کوربوزیه، از طبقات افقی شامل فضاهای آزاد که توشط کف و شقف تاوه‌ای تعریف می‌شوند، ساخته شده است.

لوکوربوزیه

شهر سازی
لو کوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی تجسم نمود که از آسمانخراشهای عظیم و مرتفع تشکیل شده است . در هر یک از این آسمانخراشهای چند عملکردی ، حدود صد هزار نفر کار و زندگی خواهند کرد. در این ساختمانها ، آپارتمانهای مسکونی ، ادارات ، فروشگاه‌ها ، مدارس ، مراکز تجمع و کلیه احتیاجات یک محله بسیار بزرگ فراهم است. ساکنان این مجتمع‌ها ، از دود و سر و صدای ترافیک اتومبیل‌ها به دور هستند و بجای آن از آفتاب و دید و منظر زیبا استفاده میکنند.

بر اساس این نظریه ، دو شهر مهم در دهه پنجاه میلادی ، طراحی و اجرا شد. یکی شهر چندیگار در هند بود که توسط خود لو کوربوزیه طراحی شد. برای طرح این شهر لو کوربوزیه از جدیدترین ظوابط شهر سازی و معماری مدرن که عمدتاَ خود او مسئول تبیین آنها بود ، استفاده کرد.

دومین شهری که توسط عقاید لو کوربوزیه طراحی شد ، شهر برازیلیا ، پایتخت برزیل بود که توسط لوچیو کوستا و اسکار نیمایر در سال ۱۹۵۷ طراحی شد. نمایر خود با لو کوربوزیه ، در طراحی ساختمان وزارت آموزش و پرورش برزیل در سال ۱۹۳۶ همکاری کرده بود.

همچنین ساختمان طراحی شده توسط نورمن فاستر ، معمار سبک های تک ، بنام برج هزاره توکیو ۱۹۸۹ در ساحل شهر توکیو را می‌توان نمونه کاملی از برج‌های چند منظوره نظریه لو کوربوزیه تلقی کرد.

لوکوربوزیه

آثار مهم
* ۱۹۱۲ – ویلای ژانره، فرانسه
* ۱۹۲۸ – ویلا ساووا، فرانسه
* ۱۹۳۱ – کاخ شوروی، روسیه
* ۱۹۳۸ – آسمانخراش کارتسین، ایالات متحده
* ۱۹۴۸ – خانه کراتکت، آرژانتین
* ۱۹۵۲ – ساختمان سازمان ملل، ایالات متحده
* ۱۹۵۴ – عبادت گاه رونشام، فرانسه
* ۱۹۵۶ – موزه احمدآباد، هندوستان
* ۱۹۵۶ – مجموعه ورزشی صدام حسین، عراق
* ۱۹۵۷ – موزه ملی هنر غرب، ژاپن
* ۱۹۶۰ – دیر سنت ماری، فرانسه
* ۱۹۵۸ – نمایشگاه فیلیپس بلژیک
* ۱۹۶۱ – مرکز هنرهای بصری کارپنتر دانشگاه هاروارد، ایالات متحده
* ۱۹۶۹ – کلیسای سنت پیر فرمینی،فرانسه

لوکوربوزیه

اطلاعات شخصی
نام شارل ادوارد ژانره
تاریخ تولد ۶ اکتبر ۱۸۸۷
محل تولد لشودفوند، سوئیس
تاریخ مرگ ۲۷ اوت ۱۹۶۵
محل مرگ روکوبرن کپ مارتین، فرانسه
ملیت فرانسوی
نام هنری لو کوربوزیه
سبک(ها) مدرن  بین المللی
پروژه‌های معروف ویلا ساووا   عبادتگاه رونشام
کتاب ها به سوی یک معماری نوین، ۱۹۲۳-  شهر آینده، ۱۹۲۴
جمله معروف خانه ماشینی برای زندگی

نوشته شده توسط : مریم وسحر پهلوانی

منبع :اطلس معماری


[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:34 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

برج چرخان Turning Torso

برج چرخان Turning Torsoبرج پیچنده (Turning Torso به معنی ستون پیچنده) آسمانخراشی است در شهر مالمو سوئد که توسط آرشیتکت و مهندس عمران اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا طراحی و در ۲۷ اوت ۲۰۰۵ به طور رسمی افتتاح شده‌است.این برج ۵۴ طبقه‌ای ۱۹۰ متر (۶۲۳ فوت) ارتفاع دارد. پس از اتمام پروژه این برج رتبهٔ بلندترین سازه در کشورهای اسکاندیناویایی و دومین آپارتمان بلند پس از کاخ ۲۶۴ متری پیروزی در مسکو را از آن خود کرد.

برج چرخان Turning Torso

برج ۸۴ متری کرونپرینسن بعد از برج پیچنده دومین سازه بلند در مالموی سوئد است. در طراحی این برج از نه مکعب که هر کدام دارای پنج طبقه‌است و حول محور مرکزیش پیچ خورده استفاده شده‌است. بالاترین بخش برج نود درجه نسبت به سطح مبنای آن چرخیده‌است. در اصل هرطبقهٔ این برج شامل مقطعی مستطیلی است که حول محور مرکزی آن با زاویه‌ای مشخص چرخیده و به یک مقطع سه گوش متصل شده که یک داربست فولادی آن بخش را محیط کرده‌است.دو مکعب پنج طبقه از نه مکعبی که روی هم قرار گرفته‌اند به فضای اداری اختصاص یافته‌است. ۱۴۹ آپارتمان مجلل و شیک نیز در طبقات فوقانی قرار دارند.

برج چرخان Turning Torso

ایدهٔ ساخت این برج از یک مجسمه به همین شکل هندسی گرفته شده‌است که پیش از این توسط کالاتراوا ساخته شده بود.این مجسمه از جنس سنگ مرمر سفید است. جانی اورباک طراح CEO و پیمانکار برج پیچنده و رئیس هیئت انجمن ساختمان سازی HSB در سال ۱۹۹۹ این مجسمه را مشاهده کردند و به کالاتراوا پیشنهاد دادند که طرح ساخت برجی با همین فرم هندسی را پایه ریزی کند. در تابستان سال ۲۰۰۱ ساخت این پروژهٔ بزرگ آغاز شد.

برج چرخان Turning Torso

یکی از دلایل ساخت برج پیچنده تعیین مرزی برای آسمان شهر مالمو بود. مرزی که توانایی درک هندسی آسمان شهر را به شهروندان آن بدهد.این ایده به این دلیل به وجود آمد که در سال ۲۰۰۲ جرثقیل کوکومس را که در یک کیلومتری برج پیچنده قرار داشت از شهر خارج کردند. کوکومس جرثقیل غول پیکر و بلندی بود که از آن برای ساخت کشتی استفاده می‌شد و پیش از برج پیچنده نماد شهر مالمو به حساب می‌رفت. سیاست‌مداران محلی به این نتیجه رسیدند که با خارج کردن جرثقیل کوکومس از افق شهر مالمو برجی را به عنوان نماد شهر جایگزین آن کنند. برج پیچنده در حقیقت نماد مالمویی نوین و بین‌المللی است.

برج چرخان Turning Torso

برج پیچنده در سال ۲۰۰۵ جایزهٔ آسمان‌خراش امپریس را با تفاوت بسیار نسبت به رقبایش از آن خود کرد و بر برج Q۱ در شهر گولد کوست استرالیا و برج مونته‌ویدیو در رتردام هلند پیشی گرفت.

با آغاز پروژه ساخت برج۶٠ طبقه (۵٧ طبقه روی سطح زمین و ٣ طبقه زیر سطح زمین)  Turning Torso، سوئدی ها به ویژه مردم شهر مل مو بی صبرانه منتظر افتتاح و آغاز به کار این برج ۱۹۵ متری بودند. این برج بلندترین ساختمان مسکونی کشور سوئد است که در راستای طرح «West Harbour » سوئد ساخته شد. این برج با الهام از حرکات طبیعی بدن انسان توسط کالاتروا، ابتدا در قالب یک مجسمه سنگی و سپس در قالب یک معماری  hitech )تکنولوژی سطح بالا) طراحی شد و اکنون نیز همخوانی کاملی با بافت جدید اطراف خود دارد.

برج چرخان Turning Torso

در طراحی این برج از نه مکعب که هر کدام دارای پنج طبقه‌است و حول محور مرکزیش پیچ خورده استفاده شده‌است. بالاترین بخش برج نود درجه نسبت به سطح مبنای آن چرخیده‌است. در اصل هرطبقهٔ این برج شامل مقطعی مستطیلی است که حول محور مرکزی آن با زاویه‌ای مشخص چرخیده و به یک مقطع سه گوش متصل شده که یک داربست فولادی آن بخش را محیط کرده‌است . ۱۴۹ آپارتمان مجلل و شیک نیز در طبقات فوقانی قرار دارند که البته سالن های ورزشی، استخر، جکوزی و تالارهای پذیرایی هم جزء آنها است. طرح استثنایی این برج تاکنون دو جایزه ویژه بهترین طرح معماری برج های مسکونی و یک جایزه بهترین طرح سازه بتنی را تصاحب کرده است. از آنجایی که این برج یکی از ساختمان های معروف جهان است، می بایست امکانات رفاهی مناسبی را هم در اختیار ساکنان خود قرار دهد؛ چرا که اجاره ۵ هزار یورو به ازای هر متر مربع یک واحد مسکونی یا تجاری این برج امکانات خاصی را هم می طلبد.

برج چرخان Turning Torso

تمامی واحدهای این آسمانخراش، تجهیز شده به لوکس ترین مبلمان و وسایل است. ضمن اینکه تجهیزات به کار رفته در واحدهای این برج ساخت شرکت های معتبر بوش آلمان و فیلیپس هلند است.

برج چرخان Turning Torso

از جمله امکانات رفاهی قابل توجه این برج اداری – مسکونی در اختیار داشتن شبکه کامپیوتری داخلی است که ساکنان این آسمانخراش به وسیله آن می توانند به تمامی شبکه های کامپیوتری مرکز تجاری، خدماتی، تفریحی و… در داخل این برج دسترسی داشته و از امکانات آنها به عنوان عضوی از مجموعه Turning Torso با خدمات ویژه استفاده کنند. در ضمن یک شبکه اینترنت پرسرعت ( دو گیگابایتی ) و همچنین انشعاب تلویزیون کابلی ویژه این برج هم از امکانات ارتباطی قابل ذکری است که در اختیار ساکنان Torso است.

برج چرخان Turning Torso

جالب اینکه در این آسمانخراش، ساکنان هر واحد می توانند در هر لحظه که بخواهند به وسیله سیستم مانیتورینگ اختصاصی شان از میزان مصرف آب، برق و سایر انرژی های مورد استفاده مطلع شوند.

گرچه معمار اسپانیایی با همکاری مشاوران خود، یک سیستم منطقی و مقاوم برای طرح این شاهکار معماری تک در نظر گرفته بود ولی بدون شک اجرای سازه چنین برجی نیازمند تحقیقات و محاسبات علمی پیچیده یی است.

برج چرخان Turning Torso

اساس طراحی و سیستم سازه این آسمانخراش براساس نتایج به دست آمده از آزمایش های دشوار «تونل باد» انجام شده روی ماکت این برج در دانشگاه وسترن شهر انتاریو کانادا تعیین و سپس به وسیله مهندسان ارشد سازه طراحی و محاسبه شده است.

طرح نخست، عبارت بود از یک فونداسیون حجیم بتنی به طول ۳۰ متر و ضخامت ۷ متر که به وسیله ستون های ویژه یی به ارتفاع ۱۸ متر بر پی اصلی این برج قرار گرفته و به پایین ترین سطح آسمانخراش متصل شده است.

برج چرخان Turning Torso

این ستون ها به منظور مقاومت در برابر فشارهای جانبی زمین توسط تیرهای بتنی به یکدیگر متصل شده اند.

در مرکز این فونداسیون استثنایی ، یک سازه بتنی لوله یی شکل قرار دارد که با قطر داخلی ۵/۱۱ متر به عنوان محور و هسته مرکزی کل آسمانخراش به ارتفاع ۱۹۵ متر قرار گرفته است.

ضخامت دیواره این سازه لوله یی شکل که آسانسورها و راه پله این برج را در خود جای داده و تحمل بار اصلی برج برعهده آن است، روی فونداسیون ۴/۳ متر و در بالاترین نقطه برج ۶/۰ متر است.

کف تمامی طبقات برج که ضخامت سازه یی کمتر از ۳۰ سانتی متر دارد، به صورت یک لوح بتنی یکپارچه به هسته مرکزی متصل است.

انتقال نیروی های جانبی وارد بر ساختمان نیز برعهده سازه فولادی ۸۲۰ تنی است که در گوشه برج قرار گرفته است.

این سازه ساخت شرکت های اسپانیایی است و به وسیله شرکت دانمارکی «Promecon» نصب شده است که نیروهای جانبی وارده را به واسطه دیوارهای سازه یی طبقات به هسته مرکزی منتقل می کند.

در واقع در زیر فونداسیون برج یک صخره سنگی قرار دارد که بستر بسیار مناسبی برای احداث این آسمانخراش بزرگ است و ستون های استفاده شده در فونداسیون این برج به اندازه ۴ متر در این صخره سنگی فرو رفته اند.

پس از اجرای شبکه ۶۰۰ تنی فولادی فونداسیون، عملیات بتن ریزی پی برج به وسیله تجهیزات تولید شده در دو کارخانه نروژی و در مدت سه شبانه روز پیاپی انجام شد و ۵۱۰۰ مترمکعب بتن در این بخش برج استفاده شد.

برج چرخان Turning Torso

نکته جالب در زمینه کنترل دمای این حجم از بتن ها است؛ چرا که بتن در مدت زمان رسیدن به مقاومت و گیرایش، در اثر فعل و انفعالات شیمیایی، مقداری گرما آزاد می کند که در چنین شرایطی سرد شدن سطح خارجی و گرم ماندن لایه داخلی موجب ایجاد ترک هایی در بتن می شود و این امر از استحکام و مقاومت نهایی بتن می کاهد.

با توجه به ضخامت ۷ متری این فونداسیون، قبل از اجرای طرح مهندسان سازه شرایط بتن ریزی را توسط کامپیوتر شبیه سازی کردند تا شرایط دمای بتن در طول این مدت تحت کنترل باشد.

اجرای هسته لوله یی شکل برج هم توسط قالب های فلزی لغزنده انجام شد، به این صورت که پس از بتن ریزی هر طبقه از این هسته، این قالب فلزی مرکب به وسیله جک های هیدرولیک به طبقه بالا منتقل می شد.

بتن ریزی کف و دیوارهای برج هم پس از اتمام ساخت هر طبقه از هسته مرکزی به وسیله قالب های فلزی مثلثی که در کنار یکدیگر شکل مربع کف را تشکیل می دهند، انجام شد. در عملیات بتن ریزی هسته مرکزی هم، در کف طبقات و دیوارهای این برج از تکنولوژی Self- compacting یا بتن خودفشرده شونده استفاده شده که در این روش نیازی به متراکم کردن بتن ریخته شده به وسیله دستگاه های ویبراتور نیست.

از جمله کارهای حساس و پیچیده ساخت این آسمانخراش، اجرای نمای آن بود که نیازمند دقت بسیار بالایی بود.

نمای ساختمان متشکل از ۲۸۰۰ پنجره و ۳۱۰۰ پانل آلومینیومی است که در زمان طراحی نما، آزمایش های فراوانی در مورد شیوه به کارگیری آنها انجام شد که نتیجه آن، ایجاد جداره ای مستحکم در برابر وزش بادهای تند، تبادل حرارت و جلوگیری از نفوذ صدا و رطوبت است. ضمن اینکه نحوه اتصال سازه فولادی به سازه بتنی این برج نیز توسط متخصصان دانشگاه وسترن دانشگاه کانادا طراحی و شبیه سازی شد و با همکاری بهترین متخصصان اروپایی، امریکایی و کانادایی این برج زیبا و استثنایی در سوئد بنا نهاده شد.

برای مشاهده عکس متحرک از ساخت برج روی عکس مقابل کلیک کنید.

fمنبع : اطلس معماری


[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:30 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]

خانه آبشار

خانه آبشارخانه آبشار یکی از بزرگترین هدایای الهی وحاصل تجربه ذهن انسان بر روی کره خاکی است، تا به حال هیچ بنایی تا این اندازه با هماهنگی و هارمونی بیان نشده است، مهمترین نکته در آن حفظ آرامش جنگل و رود وصخره است وهمه اینها بعلاوه ساختار خانه شما را به آرامش وگوش دادن به صداهای گوش نواز دعوت می کنند آن هم نه هر صدایی! بلکه صدای موسیقی آب و آبشار.

خانه آبشار

این خانه راهی است برای رسیدن به آرامش” فقط نگاه بوم شناختی این مدل”کارایی دقیق از درختها”Underbrush”بوته ها”جزییات سنگ روی پل و جزییات سنگ بر روی زمین را نشان میدهد. رنگ عالی در آب تکان میخورد و ظاهرآ حرکت آبشار این مدل با واقعیت یک اثر هنری میسازد. تنها انتخاب خاص مواد و دید معمارانه است که به کیفیت مدلها کمک میکند، تا موزه مان همواره بهتر شود. ترکیب ساختمان نشان میدهد جزییات ساختاری تحت تراس(بهار خواب)ظاهر معجر دقیق با شیب به سمت پایین و به سمت آب ، پا میگذارد. آشپزخانه منحصر به فردی که به “ورودی اضافه شده از جاده “Walkway overdrive”و درب خروج متفاوت وکشت کننده های سقف و… تمامی اینها علامت جمع عنصرهای منحصر بفردی دیگر از دیدی معمارانه و همچنین سهم این تکه آموزشی تفریحی، هنری و یکی از نمونه های شاخص معماری اقامتی در بستر طبیعی(جنگلی-کوهستانی)است.

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

یکی از مهمترین خصوصیت های این بنا هماهنگی آن با محل ساختش میباشد یعنی به جای اینکه یک عنصر اضافی در مکان ساختش باشد طوری ساخته شده است که نظم طبیعت اطرافش را بر هم نزند!!

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

کف ها و بام های خانه آبشار به طور چشمگیری پیش آمده است.اسکلت خانه به وسیله بتون مسلح اجرا شده است.سطح شناور خانه آبشار طنین انداز جریان مسیل آبشار خواهد بود.ترکیبی مناسب به وسیله عناصر بصری از قبیل پلکان و دودکش با نمائی از سنگ و سطحی زبر صمیمیت یافته اند.هر جزئی از طرح تدائی کننده دید استاد از جعبه ای منفجر شده میباشد.کف ها و سقف ها به صورت مستقلی به سمت خارج گسترش یافته اند.عناصر قائم این جریان به سوی آسمان گسترش داده شده اند و پنجره ها در گوشه های اتاق ملاقات میشوند که همان سرچشمه محدود کردن فرسایش میباشد. استاد در طراحی” فضاهای داخلی را در پیوستگی با دنیای خارج قرار داده وفضاها و خانه را درمحیط طبیعی اطرافش ذوب کرده است.او اساسآ قصد داشت که خانه را در زورق و برگی طلائی به وسیله تقلید از تغییر رنگ برگها بپوشاند تا بدینسان خانه آبشار را به تغییر فصلها و عبور و مرور زمان متصل کند.

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار مهمترین خانه ی شخصی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت است و در سال ۱۹۳۷ ساخته شده بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت،مبنی بر(یک ساختمان باید جزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است)می باشد.این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیر و شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف،بتون،شیشه و فولاد به طرزی باورنکردنی با محیط خود همخوان شده است.خانه آبشار مصداق بسیار خوب این گفته ی رایت است که(هیچ کس زیبایی خاص یک سایت”موقعیت ساخت بنا”را تا موقعی که من بنایی آنجا نسازم درک نمی کند)

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

اگرچه در نگاه اول،صفحات عریض بتونی خانه با طبیعت و درختان اطراف،بیگانه به نظر می رسد؛ ولی با نگاه و توجهی هوشمندانه می توان به انتظام بین خانه و طبیعت که نتیجه ی خلاقیت هنرمندانه ی رایت است، پی پرد.خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشار قرارگرفته،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک،در طول سالیان دراز بوجود آمده است.

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد ذیل خلاصه نمود.

- حداقل دخالت در معماری طبیعی
- تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند.
- ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی
- تلفیق فضای داخل با خارج
- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق
- استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا
- نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر
- استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار

این طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهی بهترین طرح معماری معاصر، که از سوی مجله Architecture Record انجام شد به عنوان نخست دست یافت.

خانه آبشارکه برای “جی.ادگارد کافمن”، تاجر ثروتمند پیتسبورگی،ساخته شده،در سال ۱۹۶۲ به (سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی)اهدا گردید.در میان خانه های طراحی شده توسط”فرانک لوید رایت”، تنها خانه ی آبشار است که تغییر نیافته و حتی هنوز اثاثیه ی اصلی آن حفظ شده است.

خانه خواهد توانست شرحی از چرخه فصلها باشد ونه صرفآ یک تصویر دیده شده در ارتباط با یک آبشار




طبقه بندی: خانه های مدرن،
[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 06:19 ق.ظ ] [ maryam pahlevani ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 11 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

درباره وبلاگ


این وبلاگ شخصی(مهندس مریم پهلوانی ) است که مطالبی درباره رشته معماری -عمران ومهندسی صنایع ،اطلاعات عمومی و بعضی بیماری هایی است که اغلب خانواده ها دچار ان می شوند از جمله بیماری دیسک کمروبیماری های مربوط به بخش حرکتی مثل نوروپاتی می باشد ..

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :





امکانات وب
:plusone>:plusone>

تبادل لینک

خرید بک لینک